کودک درون

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا نمی توانید جلو بروید؟ آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا خودتان را سرکوب می کنید؟ هیچ وقت به دنبال علت اضطراب ها، افسردگی ها و حالت های خود انتقادی خودتان بوده اید؟

درون همه ما کودکی وجود دارد که یک بار زخمی شده است. ما یاد گرفته ایم که برای درد نکشیدن کودک درون را نادیده بگیریم و انکارش کنیم اما او درون ما است و هرگز ما را ترک نمی کند. کودک درون ما در ذهن ناخودآگاهمان زندگی می کند، بر تصمیم های ما تأثیر می گذارد، به چالش هایمان پاسخ می دهد و زندگی ما را زندگی می کند.

اگر احساس تنهایی، گم شدگی، بی پناهی و… دارید، اگر می ترسید که از جانب کسی که دوستش دارید ترک شوید یا مورد پذیرش قرار نگیرید، می توانید ارتباط گرفتن با کودک درون و شفای او را در نظر بگیرید.

می توانید این کار را با صحبت کردن با کودک درون و گفتن چیزهایی که در ادامه به آن ها می پردازیم شروع کنید:

دوستت دارم

وقتی کودک هستیم باور داریم که باید به اهدافی برسیم، نمره های خوبی در درس ها بگیریم، از جانب والدین و معلم ها ستایش شویم و…

ممکن است پدر و مادر بعضی از ما در دوران کودکی به ما نگفته باشند که هر چه باشیم و هر عملکردی که داشته باشیم، لایق عشق هستیم. شاید والدین ما ابراز عشق و علاقه را نشانه ضعف می دانسته اند. اما امروز می توانیم به کودک درون خودمان بگوییم که لیاقت عشقی نامحدود را دارد.

هر بار که خودتان را در آینه می بینید به خودتان بگویید که دوستش دارید. در طول روز گه گاه به خودتان عشق بورزید. عشق کلید شفا است. پس آن را از خودتان دریغ نکنید.

صدایت را می شنوم

گاهی اوقات وقتی آسیب می بینیم، احساسات خودمان را سرکوب می کنیم و تلاش می کنیم که خودمان را قوی نشان بدهیم. بسیاری از ما این را از دوران کودکی یاد گرفته ایم. شاید چون کسی به محض این که گریه کرده ایم به ما گفته «بس کن، گریه نکن»

اما احساسات از بین نمی روند. فقط چرکین می شوند، بر تصمیمات ما در بزرگسالی تأثیر می گذارند و این ادامه دارد تا زمانی که آگاهانه تصمیم بگیریم صدای آن ها را بشنویم.

به جای سرکوب کودک درون به او بگویید: «من صدایت را می شنوم. مراقبت هستم. همه چیز بهتر خواهد شد.»

تقصیر تو نیست

بسیاری از ما وقتی کودک هستیم فکر می کنیم که هر بلایی سرمان بیاید مقصر هستیم. ممکن است حتی به خودمان گفته باشیم که بچه بدی هستیم و کار اشتباهی کرده ایم. اما این درست نیست.

کودکان بی گناهند و نباید تنبیه بدنی بشوند، مورد سوء استفاده قرار بگیرند، خجالت زده یا ترک شوند. بهتر است این را به کودک درون بگویید که مقصر نیست.

متأسفم

حالا که فهمیده ایم چقدر به کودک درونمان آسیب زده ایم، سرکوبش کرده ایم و صدایش را نادیده گرفته ایم، بهتر است که از او عذرخواهی کنیم و نشان دهیم که متأسف هستیم.

متشکرم

از کودک درونتان تشکر کنید که با وجود همه بالا و پایین ها و نادیده گرفته شدن ها، در کنار شما مانده و شما را تنها نگذاشته. از او تشکر کنید که برای محافظت از شما تلاش کرده، حتی با این که در خاطرات دردناک فراوانی حضور داشته. کودک درون شما نباید قضاوت شود. او به عشق و احترام نیاز دارد.

کسانی که کودک درونشان را کشف می کنند، با او ارتباط می گیرند و شفایش می دهند، معمولاً زخم های روانی زیادی را درمان می کنند و از اختلالاتی مثل افسردگی، اضطراب و…. نجات پیدا می کنند. ممکن است این فرایند در ابتدا دردناک باشد اما نتیجه فوق العاده ای دارد.

در ادامه مطالعه مقاله «افسردگی در کودکان» را به شما پیشنهاد می کنیم.

برای اطلاعات بیشتر در مورد کودک درون، می توانید با مشاوران با تجربه و حرفه ای آیدانیتو تماس بگیرید.