فرزند سالاری

فرزند سالاری در یک خانواده، نوعی روش فرزند پروری و شکلی از روابط خانوادگی است که نیازهای فرزند را بر هر چیزی ارجح می داند. در یک خانواده فرزند سالار، والدین تسلیم کودک یا نوجوان هستند و حتی اگر او زیاده خواهی یا لجبازی کند و خواسته هایی غیر منطقی داشته باشد، پدر و مادر با او مخالف نمی کنند.

انعطاف پذیری پدر و مادر در چنین خانواده هایی بیش از حد است. آن ها به عواقب این سبک تربیتی توجه نمی کنند و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد، این است که فرزندشان راضی و خشنود باشد.

علل فرزند سالاری

در گذشته کودک سالاری کاملاً بی معنی بود. فرزندان مطیع پدر و مادر بودند و روابط درون خانواده معمولاً مبتنی بر پدر سالاری و در موارد نادری مادر سالاری بود. فرزندان به ندرت حق اظهار نظر داشتند و در تصمیم گیری ها با آن ها مشورت نمی شد. اما امروزه ما شاهد تغییرات زیادی در سبک های زندگی هستیم.

یکی از این تغییرات در حوزه فرزندپروری و مربوط به روابط خانوادگی است. بسیاری از خانواده های مدرن کودکان را محور قرار می دهند و اکثر تصمیمات خانوادگی طوری تنظیم می شوند که رضایت فرزندان کسب شود.

اما دلیل این تغییر چیست؟ چرا خانواده های امروزی فرزندسالاری را انتخاب کرده اند؟

جبران گذشته

اکثر والدینی که امروزه آزادی بیش از حدی به کودکان می دهند و در هر شرایطی، فارغ از منطقی یا غیر منطقی بودن، به فکر رفع نیازهای آن هستند، خودشان در خانواده های پدر سالار بزرگ شده اند. مطمئناً پدرسالاری یا والد سالاری هم اشتباه است و می تواند از نظر روانی به فرزندان آسیب بزند.

به نوعی والدینی که از سبک های فرزندپروری سنتی زخم خورده اند، می خواهند با فرزند سالاری، تلخی های دوران کودکی و نوجوانی خودشان را جبران کنند.

تک فرزندی و فرزند کم

در دنیای امروز به علت تغییرات اجتماعی متعدد و متنوع، همسران تمایلی به فرزندآوری زیاد ندارند. کودکانِ امروز یا تک فرزند هستند یا اینکه فقط یک خواهر یا برادر دارند.

وقتی تعداد فرزندان کم باشد، تمرکز پدر و مادر فقط متوجه یک یا دو کودک می شود و ممکن است آن کودک فرمانروای خانه شود.

تمرکز بر نیازهای مادی

در دنیای مدرن مادیات از هر چیزی مهم تر شده است. به همین دلیل والدین فکر می کنند که اگر نیازهای مادی فرزندشان را برطرف کنند و هر چه او می خواهد را در اختیارش قرار دهند، بیشترین لطف را به او کرده اند.

با این رفتار سطح توقعات کودک هم بالا می رود و نیازهای مادی در ذهنش به ارزش های اساسی زندگی و ارضای آن نیازها به معنای خوشبختی تبدیل می شود.

عوارض  فرزند سالاری

فرزند سالاری یک شیوه تربیتی غلط است و نتایج منفی بسیاری به همراه دارد. در اینجا به مهم ترین عوارض فرزند سالاری اشاره می کنیم:

فشار بر والدین

وقتی نیازهای فرزند هر لحظه و در هر شرایطی رفع شوند، سطح توقعات او مدام افزایش می یابد. انتظارات او روز به روز بیشتر می شوند و پدر و مادرش را ملزم به برآورده کردن آن انتظارات می داند.

عادت کودک به اطاعت والدین فقط منجر به فشار روانی زیاد بر آن ها می شود.

سیلی خوردن از جامعه

کودکی که والدین را مطیع خود می بیند و نیازهایش حتی در صورت غیر منطقی بودن در خانواده برطرف می شوند، دچار اعتماد به نفس کاذب می شود.

او تصور می کند که قرار است همه در خدمتش باشند و وقتی وارد جامعه می شود و با رفتارهایی متفاوت با رفتارهای خانواده اش مواجه می شود، احتمالاً شوکه می شود و از نظر روانی آسیب می یبیند.

فرسوده شدن والدین

پدر و مادری که رضایت فرزند را، حتی به روش های غیر منطقی، هدف زندگی بدانند، خودشان را کم کم از دست می دهند.

آن ها آنقدر درگیر برآورده کردن خواسته های فرزندانشان می شوند که خودشان را فراموش می کنند و ممکن است دچار ملال و افسردگی شوند.

بها دادن بیش از حد به فرزندان، نه تنها به سود آن ها نیست بلکه باعث می شود در آینده به آدم هایی وابسته، خودشیفته و مسئولیت ناپذیر تبدیل شوند و نتوانند با اعضای جامعه تعامل مناسبی برقرار کنند.

در ادامه مطالعه مقاله «رفتار صحیح با کودکان» را به شما پیشنهاد می کنیم.

برای آگاهی از روش های صحیح تربیت فرزند با مشاوران آیدانیتو تماس بگیرید.