خودآگاهی

از زمانی که سقراط، فیلسوف یونان باستان گفت: «خودت را بشناس» تا به امروز، خودآگاهی در نظر فیلسوفان و روانشناسان موضوع مهم و جذابی بوده است. اما معنی خودآگاهی چیست؟

دنیل گلمن (Daniel Goleman)، روانشناس، در کتاب «هوش اجتماعی»، خودآگاهی را این طور معنی می‌کند: «شناخت وضعیت درونی، ترجیحات، مهارت‌ها، توانایی‌ها و شهود درونی». این معنی بر توانایی رصد دنیای درونی، افکار و احساسات تأکید دارد. وقتی ما به این توجه می‌کنیم که درونمان چه می‌گذرد، درونیات را به عنوان بخش اجتناب‌ناپذیر انسان بودن می‌پذیریم و مدام خودمان را سرزنش نمی‌کنیم.

اهمیت خودآگاهی

خودآگاهی یک عامل کلیدی در هوش هیجانی است. توانایی بررسی لحظه‌به‌لحظه‌ی احساسات و افکار عاملی کلیدی برای درک بهتر خودمان، در صلح بودن با کسی که هستیم و مدیریت فعالانه‌ی افکار، احساسات و رفتارهایمان است.

به‌علاوه، افراد خودآگاه تمایل دارند که به جای منفعل بودن رفتاری آگاهانه داشته باشند تا از سلامت روانی برخوردار باشند و دیدگاهی مثبت به زندگی داشته باشند. آن‌ها همچنین تجربه‌ی عمیق‌تری از زندگی دارند و دلسوزی بیشتری نسبت به خود و دیگران حس می‌کنند.

تعدادی از پژوهش‌ها، خودآگاهی را به‌عنوان یک خصیصه‌ی حیاتی در موفقیت رهبران کسب و کارها نشان می‌دهند و معتقدند که خودآگاهی بالا و موفقیت با هم هم‌بستگی دارند.

چرا خودآگاهی آسان نیست؟

با وجود اهمیت زیاد خودآگاهی، چرا ما خودآگاه نیستیم؟ بهترین پاسخی که می‌توان به این سؤال داد این است که ما در بیشتر مواقع اصلاً حواسمان به خودمان نیست و توجه نمی‌کنیم که درون‌مان و در اطرافمان چه می‌گذرد. تقریباً نیمی از اوقات، ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه کارهایمان را انجام می‌دهیم و وقتی مشغول انجام کاری هستیم، ذهنمان جای دیگری سیر می‌کند.

ما معمولاً در مورد مسائل مختلف پیش فرض‌هایی داریم و به دنبال اطلاعاتی هستیم که آن پیش‌فرض‌ها را تأیید کنند و همه‌چیز را طوری تفسیر می‌کنیم که با نگاهمان به زندگی تطابق داشته باشد. به‌علاوه عدم تمایل به گرفتن بازخورد از دیگران می‌تواند بر علیه ما کار کند. اگر ما بخواهیم که دیدگاه جامعی از آنچه در نظر دیگران هستیم به دست بیاوریم، نیاز به بازخوردهای آن‌ها داریم.

احساسی که ما در لحظه نسبت به آنچه تجربه می‌کنیم داریم و طوری که آن را به‌خاطر می‌آوریم، می‌توانند تفاوت خیلی زیادی با همدیگر داشته باشند. این تفاوت تأثیر ویژه‌ای بر داستان‌هایی که ما به خودمان می‌گوییم، شیوه‌ای که آن‌ها را به خودمان و دیگران ربط می‌دهیم، تصمیمی که می‌گیریم و … می‌گذارند. در حالی که ممکن است اغلب اوقات متوجه این تفاوت نباشیم.

راهکارهایی برای افزایش خودآگاهی

فضایی را به خودتان اختصاص بدهید

اگر در اتاقی تاریک و بدون پنجره قرار بگیرید، مشاهده‌ی واضح چیزها بسیار سخت می‌شود. فضایی که برای خودتان در نظر می‌گیرید مثل ترک روی دیوار است که وقتی نور بندازید، دیده می‌شود.

هر روز کمی زمان و مکان را به خودتان اختصاص بدهید. مثلاً وقتی که از خواب بیدار می‌شوید یا نیم ساعت قبل از اینکه به خواب بروید، وسایل الکترونیکی‌ای که موجب حواس پرتی‌تان می‌شوند را از خودتان دور کنید و زمانی را به خواندن، نوشتن، مدیتیشن و ارتباط با خودتان اختصاص بدهید.

تمرین ذهن‌آگاهی

ذهن‌آگاهی به معنای توجهِ بدون قضاوت به لحظه‌ای است که در حال تجربه‌ی آن هستیم. از طریق تمرینات ذهن‌آگاهی، شما می‌توانید در لحظه حاضر باشید تا خودتان را با دقت مشاهده کنید و ببینید که درون و در اطرافتان چه می‌گذرد. این به معنای سرکوب افکار نیست. بلکه به معنای توجه به وضعیت و تجربیات درونی است. شما می‌توانید ذهن‌آگاهی را در هر زمانی که می‌خواهید و از طریق شنیدن آگاهانه، خوردن آگاهانه و راه رفتن آگاهانه تمرین کنید.

بنویسید

نوشتن نه تنها به پردازش افکار ما کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود حس کنیم با خودمان در ارتباط و صلح هستیم. نوشتن همچنین فضای بیشتری را در ذهن فراهم می‌کند چون این امکان را به شما می‌دهد که افکارتان را روی کاغذ جاری کنید. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که نوشتن چیزهایی که بابتشان سپاس‌گزار هستیم یا حتی چیزهایی که با آن‌ها کشمکش و درگیری داریم، موجب افزایش شادی و رضایت می‌شوند.

این کار را در خانه امتحان کنید. نصف روز را در آخر هفته به این کار اختصاص بدهید. دقت کنید چه احساساتی دارید، چه چیزهایی به خودتان می‌گویید و نوشته‌ای از آنچه هر ساعت مشاهده می‌کنید، تهیه کنید. چیزهایی خواهید نوشت که شما را متعجب خواهند کرد.

درست گوش دادن را تمرین کنید

گوش دادن همان شنیدن نیست. گوش دادن یعنی حاضر بودن و توجه کردن به احساسات، حرکات و زبان بدن دیگران. کسی که توانایی گوش دادن درست را ندارد، نمی‌تواند همدلی‌اش را نشان بدهد و بدون قضاوت دیگران را درک کند.

وقتی شما گوش دادن را یاد بگیرید، صدایی درونی خودتان را هم بهتر می‌شنوید و بهترین دوست خودتان می‌شوید.

 به چشم‌اندازهای مختلف دسترسی پیدا کنید

به دنبال بازخورد باشید. گاهی اوقات ما می‌توانیم از اینکه دیگران چه فکری درباره‌ی ما دارند، ترس زیادی داشته باشیم. بعضی مواقع ممکن است بازخوردها جانب‌دارانه یا حتی دروغ باشند. اما شما می‌توانید آن‌ها را از بازخوردهای صادقانه تشخیص بدهید.

از بازخوردهای واقعی و متعادل چیز‌های بیشتری در مورد خودتان و دیگران یاد می‌گیرید. تحقیقات روانشناختی نشان می‌دهند که بازخوردگرفتن از کارمندها در محیط کار، خودآگاهی رئیس را به میزان زیادی افزایش می‌دهد. همه‌ی ما نقاط کوری داریم و دسترسی به دیدگاه‌های مختلف به ما کمک می‌کند تا تصویر کامل‌تری از خودمان ببینیم.

خودآگاهی یک موضوع چالش‌برانگیز در روانشناسی است. ممکن است ما انسان‌ها هیچ وقت نتوانیم یک تصویر کامل از خودمان به دست آوریم اما خودآگاهی مثل یک سفر سرشار از اکتشافات، درک و تبدیل شدن به خود واقعی است. با خودآگاهی زندگی ارزش زندگی کردن دارد.

در ادامه مطالعه‌ی مقاله‌ی «هوش هیجانی» را به شما پیشنهاد می‌کنیم.