بی هدفی

اکثر آدم ها به پیشرفت علاقه دارند. اکثر آدم ها آرزوهایی دارند و دوست ندارند شکست بخورند. اما همه ما کسانی را دیده ایم که به نظر می رسد هیچ انگیزه ای ندارند. انسان موجودی است که نمی تواند یک جا متوقف شود و به طور طبیعی باید همیشه در حال حرکت و پیشروی در مسیر زندگی اش باشد. پس چه اتفاقی می افتد که بعضی آدم ها گرفتار بی هدفی و بی انگیزگی می شوند؟ چطور ممکن است کسی در مسیر زندگی متوقف شود و هیچ رویایی نداشته باشد؟

دلایل بی هدفی

همان طور که گفتیم طبیعت انسان مانع بی هدفی است. پس وقتی می بینیم که کسی هیچ هدف جدی ای در زندگی ندارد، بهتر است به دنبال ریشه های آن باشیم. این معضل می تواند دلایل مختلفی داشته باشد:

افسردگی

یکی از مهم ترین علائم و نشانه های افسردگی این است که فرد نسبت به همه فعالیت هایی که قبلاً مورد علاقه اش بودند، بی علاقه می شود. یعنی اگر در گذشته هدفش این بود که در کنکور کارشناسی ارشد موفق شود و برای رسیدن به این هدف بی وقفه تلاش می کرد، حالا دیگر، فقط یک گوشه می نشیند و به در و دیوار نگاه می کند یا ساعت ها در رختخواب دراز می کشد.

همچنین آدم های افسرده از کمبود انرژی شدید رنج می برند و نمی توانند برای هیچ چیزی تلاش کنند.

کمبود اعتماد به نفس

گاهی اوقات فرد اهداف و رویاهایی در سر دارد اما به دنبال برآوردن آن ها نمی رود چون اعتماد به نفس کافی ندارد و تصور می کند که برای رسیدن به هدفش به اندازه کافی توانمند یا با استعداد نیست. کمبود اعتماد به نفس می تواند ریشه یک زندگی بی هدف باشد.

کمال گرایی

آدم های کمال گرا همه چیز را در ایده آل ترین شکل ممکن می خواهند و به کمتر از آن راضی نمی شوند. در نتیجه اگر یک بار نتوانند به کمال مطلوب خود دست پیدا کنند کلاً انگیزه شان را از دست می دهند. حتی گاهی اوقات یک فرد کمال گرا موفق می شود اما آن چه به آن دست پیدا می کند، فقط کمی پایین تر از سطح ایده آل است. در این شرایط ممکن است او به جای تجربه احساس رضایت دست از تلاش بردارد و به انسانی بی هدف تبدیل شود.

همچنین افراد کمال گرا ترجیح می دهند همه چیز بر وفق مرادشان باشد، بعد برای رسیدن به هدف تلاش کنند، در واقع ایده آل گرایی در این آدم ها می تواند منجر به بی هدفی شود.

شکست های پیشین

گاهی اوقات شکست یا شکست هایی در گذشته باعث می شود که کلاً انگیزه مان را از دست بدهیم. در واقع در چنین شرایطی ما یک موقعیت خاص را به همه موقعیت های زندگی تعمیم می دهیم و تصور می کنیم که اگر یک بار موفق نشدیم، یعنی دیگر هرگز موفق نخواهیم شد.

ترس از شکست

ترس از شکست یک فوبیا است. فوبیاها ترس های غیرعقلانی اند. کسی که مبتلا به ترس از شکست باشد آنقدر از شکست خوردن می ترسد که دست به هیچ کاری نمی زند و عملکردش در حوزه های مختلف زندگی مثل تحصیل و کار دچار اختلال می شود.

مشغول بودن به یک زندگی بی هدف و بی انگیزگی دلایل متعدد و متنوعی دارد. آن چه مهم است، این است که هر انسان بی هدفی با آگاهی از دلیل اصلی این مشکلش برای هدف یابی تلاش کند.

در ادامه مطالعه مقاله روزمرگی را به شما پیشنهاد می کنیم.

برای اطلاعات بیشتر در زمینه روش های هدف یابی در زندگی، می توانید با مشاوران آیدانیتو تماس بگیرید.